خلاصه داستان: یک محکوم سرکش در سال 1963 در اورگان برای ارزیابی به یک بیمارستان روانی فرستاده می شود و همراهان مطیع خود را تشویق می کند تا کنترل بیشتری بر زندگی خود داشته باشند و از سر پرستار ظالم سرپیچی کنند.
خلاصه داستان: بازگشت به دنیای دو واقعیت: یکی، زندگی روزمره. دیگری، آنچه در پشت آن نهفته است. آقای اندرسون برای اینکه بفهمد آیا واقعیت او یک ساختار است یا نه، برای اینکه واقعاً خودش را بشناسد، باید انتخاب کند که یک بار دیگر خرگوش سفید را دنبال کند.
خلاصه داستان: شهر انسانی صهیون از خود در برابر تهاجم عظیم ماشینها دفاع میکند، زیرا نئو برای پایان دادن به جنگ در جبههای دیگر میجنگد و در عین حال با مامور سرکش اسمیت نیز مخالفت میکند.